www.123133.persianblog.ir

 

دانشگاه فرش اردکان!

سلام به دوستان عزیزم! 

اره شاید تعجب کنیدکه پس از این مدت طولانی باز دارم می نویسم.تو این مدت هر بلایی که بود سرم اومد. من ۲ ماهه که به دانشگاه میرم یعنی از ابان اونم کجا؟ اردکان! رشته فرش گرایش رنگرزی

منتظر جوابای نیمه متمرکزم که اواخر بهمن میاد دعا کنید که تهران قبول شم. نقاشی میخوام

حتما فکر می کنید دانشگاه محدوده نه اتفاقا زیادی بازه دیگه حریف دانشجوها نمیشن من رو تو دانشگاه به مانتوی سبز ترکمنم می شناسن.منو هنری میدونن!

. اخ! چقدر با یک همخونه پسرباز و از همه بدتر دست کج زندگی سخته!همه تعجب می کردن که ما با هم همخونه ایم چون هیچ ربطی به هم نداشتیم اما یکهو رابطم باهاش خیلی بد شد طوری که حس می کنم همه فهمیدن.

 تو این دانشگاه مزخرف عده کمی روشنفکر وجود داره روز دانشجو یکی از روشنفکران که خیلی شبیه سهراب سپهریه یک سخنرانی زیبا کرد اما هیچ کس درکش نکرد دلم برای تنهاییش سوخت اونم مثل من گیر افتاده یکی دیگه از دانشجوهای روشنفکرو تو یک تئاتر احمقانه به وسیله ارازل دانشگاه خورد کردن وقتی قلبش شکست دردشو حس کردم و همیشه فقط بهش نگاه می کنم و همیشه یک نگاه سردی مثل خودم بهم میندازه. میدونم توی دانشگاه تهرانم خبری نیست اما ...................... یک حس عجیبی دارم.

واقعا دانشگاه اینه همه فقط برای...............

هیچ کس دنبال علم و تحول نیست

دختره یا پسره حاضریشو میزنه و بعد از کلاس میره بیرون و تا اخر کلاس نمیاد!

به دنبال.....................

واقعا خجالت اوره

فقط فکرشون در همیت حده

پس جنبش دانشجویی کجاست؟!

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٦ - bahar fadakar